خبر اعدام دو نوجوان در مشهد را که شنیدم کله ام سوت کشید. تا خبر را در ایسنا نخواندم باورم نمی شد آن دو اعدامی نوجوان باشند. روح الله رزاز زاده وكيل يكي از محكومان اعلام کرده موكلش كمتر از 18 سال داشته است و این در حالی است که مسئولان قضایی همواره بر عدم اعدام نوجوانان زیر ۱۸ سال تاکید می کنند. براستی جرم این نوجوانها چیست نوجوانانی که تنها قربانی محیط ناامن و ناسالم جامعه هستند. راه نجات این نوجوانان اعدام آنهاست؟ کی میخواهیم در برخورد با مقوله های اجتماعی نگرشی نرم افزاری و علمی داشته باشیم؟ چه کسی باید از حقوق این نوجوانان پرپر شده دفاع کند؟
ایسنا گزارش داده که صدای چند انفجار مین در خرمشهر شنیده شده. این مین ها از جنگ تحمیلی بجای مانده اند و متاسفانه تاکنون جان بسیاری از هموطنانمان را گرفته اند. مدتى قبل يك دستگاه وانت با مين برخورد كرد كه در اثر انفجار مين پنج تن كشته و زخمى شدند. در اين حادثه كه در شمال بستان روى داد، در ميان كشته شدگان يك پسر بچه ۱۰ ساله و يك نوجوان ۱۸ ساله و در ميان مجروحان يك كودك نيز وجود داشت. پدر يكى از كشته شدگان هم سال گذشته بر اثر انفجار مين كشته شده بود.بخش عظيمى از غرب كرخه در شوش، قسمتى از منطقه عمومى اهواز، منطقه جفير، قسمتى از بخش مركزى اهواز، بخش وسيعى از شهرستان خرمشهر و منطقه عمومى دشت آزادگان، آلوده به مين و مواد منفجره است
« سیاست » به تنهایی نمی تواند دموکراسی را به نان شب مردم ترجمه کند. شکافتن حوزه های اندیشه، فرهنگ و هنر و جامعه ، و ضعیت فرهنگی جامعه را بهبود می بخشد، مردم را با حقوق شان آشنا می کند و آنگاه است که برای دفاع از این حقوق، مردم آمادگی حضور متشکل ( و نه توده وار ) را خواهند داشت. اینکه بعنوان مثال زنان دریابند که برای رفع تبعیض جنسیتی در عرصه هایی چون انتخابات چه واکنشی از خود نشان بدهند، از نگاه معطوف به سیاست حاصل نمی شود. پاشنه آشیل جنبش اصلاحات این است که درک و یا نگاه نخبگان ، فعالان و روشنفکران جامعه ما از تغییر و اصلاح وضع موجود، صرفا معطوف به « سیاست » است. غافل شدن از حوزه های اندیشه، فرهنگ و هنر و جامعه باعث می شود تا ضمن آنکه جامعه در ضعف و عقب افتادگی به سر ببرد در هنگامه ضرورت بین اهالی فرهنگ و هنر و اندیشه و مردم ارتباط مناسب برقرار نشود.
چاپ شده در نشریه نامه- شماره۳۹-تیر۸۴ متن کامل
اخبار مربوط به اکبر گنجی همه را نگران کرده است.الان سی و چار-پنج روز از اعتصاب غذای او می گذرد اما هنوز کسی به خواسته هایش جوابی نداده. یادداشت اخیر ابطحی در وب نوشت کمی امیدواری داد اما هنوز هیچ چیز معلوم نیست. ورود برخی از نماینده های آبادگر به ماجرا جالب توجه است بویژه آنکه ابوطالب نماینده تهران اعتصاب غذا را حق شهروندی خوانده است. سکوت نیروهای اصلاح طلب و جبهه موسوم به دموکراسی واقعا تامل برانگیز است. عکس هایی که از گنجی در سایت ایرانیان گذاشته اند دل هر نوعدوستی را به درد می آورد.
مانیفست جمهوری خواهی شاید دلیل اصلی اعتصاب غذای گنجی است او پیش بین می کند پس از پایان این دوره حبسش باز هم بخاطر مانیفست محاکمه و زندانی شود بهمین خاطر می خواهد از الان تکلیف این موضوع را هم روشن کند. البته او با این کارش تنها اعتراض نمی کند بلکه می خواهد نوعی آموزش سیاسی برای جنبش مقاومت منفی و بدور از خشونت باشد. آزادی گنجی فرصت خوبی برای نقد مانیفست او خواهد بود. به امید آزادی اش تا ما هم بتوانیم بدون عذاب وجدان مانیفستش را نقد کنیم.
برج جهان نما و میدان نقش جهان ۱
یکی از گزارش هایی که در روزنامه شرق پیگیر آن بودم مساله میدان نقش جهان و برج جهان نما بود. اولین گزارشم دقیقا روزی چاپ شد که یونسکو بعنوان آخرین فرصت به ایران برای ارائه گزارش از روند تعدیل برج در نظر گرفته بود. با ورود شرق به ماجرا موضوع خیلی جدی شد.
متن کامل این گزارش
دموکراسی خواهی در گرو تحول فرهنگی و اصلاح از پایین
مهدی مکارمی*
* چاپ شده در نشریه نامه - شماره ۳۹ - تیر۸۴
نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر فعالان سیاسی و روشنفکری کشور را به تکاپو واداشته تا با آسیب شناسی این انتخابات ، راه آینده جنبش اصلاح طلبی را ترسیم نمایند.
این دوره انتخابات، بر خلاف آنکه بعضا از آن به تلخی یاد می شود، دستاوردهای درخوری هم داشته است که با توجه و تامل به آنها می توان کمک کرد راه جنبش اصلاحات از همین دستاوردهای انتخابات نهم بگذرد.
کسانی جریان اصلاحات را شکست خورده این انتخابات می پندارند که تنها راه اصلاح و پیمودن راه دموکراسی را در اختیار گرفتن تمام یا بخشی از قدرت نظام سیاسی می دانند و یا لااقل پیمودن این راه را بدون حمایت قدرت ممکن نمی دانند. متن کامل
فروپاشی نظام های سیاسی غیردموکراتیک و یا سلب تمامیت یا بخشی از قدرت نظام سیاسی، لزوما گذار به دموکراسی را در پی ندارد و کشور ما در دوره های مختلف بخوبی این موضوع را نشان داده است. انقلاب مشروطه، جنبش ملی مصدق، انقلاب اسلامی و اصلاحات دوم خرداد هیچکدام به گذار به دموکراسی نیانجامید. به نظر می رسد با نگاهی اجمالی به تحولات سیاسی اجتماعی در ایران بتوان ادعا نمود که این ناکامی متاثر از جامعه ( و نه قدرت) است. ساختار قدرت( نظام سیاسی) و بحرانهای آن، تنها می تواند به فروپاشی چنین نظامی منجر شود و نه الزاما به گذار به دموکراسی و هیچ تضمینی نیست که از فروپاشی یک نظام غیردموکراتیک، یک نظام دموکراتیک بیرون بیاید. وضعیت قبل و همزمان با گذار است که منجر به گذار دموکراتیک یا غیردموکراتیک می شود.
در فرمول ساده ای که حسین بشیریه (گذار به دموکراسی) ارائه می دهد، نوع نارضایتی ها، سازماندهی(توده ای یا مدنی)، نوع ایدئولوژی و نوع رهبری چهار ویژگی موثر جامعه بر گذار هستند.
نارضایتی های اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی+جامعه توده ای،ضعف تشکلات جامعه مدنی، بسیج پذیری توده ها+ ایدئولوژی غیردموکراتیک یاتوتالیتر، محافظه کارانه، شبه دموکراتیک و...+رهبران و نخبگان اقتدارطلب،تمامیت خواه، مخالف سازش و ائتلاف، توده گرا و ایدئولوژیک، گذار غیردموکراتیک را به دنبال دارد.
و نارضایتی های سیاسی، مشارکت خواهی، ضدیت با خودکامگی، مطالبه جامعه باز و حقوق مدنی سیاسی و... + سازمان ها و تشکلات جامعه مدنی، قوت علایق گروهی، صنفی،حزبی، تکوین خطوط فکری متمایز، تکوین عرصه عمومی + ایدئولوژی دموکراتیک یا برجستگی آن نسبت به ایدئولوژی های دیگر + رهبران و نخبگان مصالحه گرا، اهل سازش وائتلاف، هوادار تحزب و دارای پایگاه اجتماعی مدرن(بویژه در بین طبقه متوسط جدید)، گذار دموکراتیک را بدنبال دارد.
به نظر می رسد نوع نارضایتی ها در کشور ما طی سالهای اخیر از نارضایتی های صرف اقتصادی و اجتماعی به نارضایتی های سیاسی( بویژه در بین طبقه متوسط)، اقتصادی و اجتماعی گسترده تر شده است و با بهبود وضعیت اقتصادی به نسبت سالهای پس از جنگ، مطالبات سیاسی برجسته شده است اگر چه هنوز هم نارضایتی های اقتصادی عمده ترین نوع نارضایتی در میان عموم مردم به شمار می آید.
اما آنچه مسلم است اینست که طرح نارضایتی های سیاسی و اجتماعی از جانب روشنفکران و نخبگان و دانشجویان پس از جنگ می تواند تامین کننده ویژگی نخست موثر جامعه بر گذار باشد.( همانند طرح نارضایتی های سیاسی اجتماعی دوره برژنف در روسیه و یا نارضایتی سیاسی طبقه متوسط و روشنفکران و دانشجویان در کره جنوبی و...)
درباره ویژگی دوم، واقعیت این است که می توان ادعا نمود رمز عدم گذار به دموکراسی در ایران را باید عمدتا با دقت و تامل در این ویژگی جستجو نمود: جامعه توده ای و عدم وجود تشکلها و نهادهای مدنی قوی.
نمونه ایران نشان می دهد که وجود نارضایتی های سیاسی در جامعه و یا بخشی از آن لزوما به معنای وجود و یا ایجاد جامعه مدنی قوی نیست، چرا؟ آنچه همگان از ناکامی احزاب و نهادهای مدنی در ایران علیرغم سابقه چندده ساله تشکیل آنها می دانیم این است که همه تلاشها در ایجاد تشکلات و نهادهای مدنی، معطوف به بالا بوده است یعنی نخبگان نتوانسته اند مردم را به مشارکت و حضور در این نهادها جلب کنند اما هیچگاه هم دلایل آن را مورد بررسی، تحلیل و کنکاش قرار نداده اند.
در چنین شرایطی، احزاب و نهادهای مدنی تشکیل می شوند اما جامعه همچنان توده ای است و براحتی حول یک محور بسیج می شود. به نظر می رسد عمده ترین دلیل این وضعیت، فقر فرهنگی موجود در جامعه است. جامعه از نظر فرهنگی به شدت دچار ضعف است. راه پیگیری و مطالبه حق و حقوق خود را نمی داند و اصلا بسیاری از مردم از حقوق خود آگاهی ندارند. اصلاح این وضعیت، ورودیه اش«سیاست» نیست. سیاست ورودیه اصلاح و تغییر وضع موجود در قدرت است. باید به میان جامعه رفت. حوزه های فرهنگی، اجتماعی را شکافت و جنبشی برای ارتقای فرهنگی جامعه به راه انداخت. باید تلاش کرد جامعه را به سطحی از آگاهی و ارتقای فرهنگی رساند که به ضرورت دفاع از حقوق خود و مطالبه آنها از طریق کنش های جمعی پی ببرد و آن را باور کند. به گفته دکتر شریعتی، وجود فقر در جامعه به تنهایی باعث تحرک و حرکت در جامعه نمی شود، آنچه باعث حرکت می شود « احساس فقر» است. جامعه باید به آنجایی برسد که تنها از فقیر بودن و ضعف معیشت خود رنج نبرد بلکه احساس کند و بداند و باور کند که حقوق او از دست می رود و اینکه او به خود نیامده باعث شده است تا روزبروز حقوقش تضییع شود. لازمه این مهم این است که او، ابتدا حقوقش را بشناسد و بعد بخواهد آنها را مطالبه کند و بعد بداند که چگونه.
جامعه باید پرسشگر و نقاد باشد. عرصه های عمومی نباید تنها در کوچه و بازار و تاکسی و... خلاصه شود و مردم عرصه های عمومی، نهادهای غیردولتی، مدنی و... راباور کنند و سپس در آنها حضور یافته و گسترش دهند. تشکل ها و نهادهای صنفی، کارگری، جنبش های جدید مانند جنبش زنان و... این قابلیت را دارند که زمینه جلب مشارکت و حضور مردم را فراهم نموده و این آگاهی ها را به جامعه بدهند.
*** ***
به نظر می رسد دو ویژگی دیگر موثر جامعه بر گذار دموکراتیک در ایران با برجستگی ایدئولوژی دموکراسی و حقوق بشر نسبت به سایر ایدئولوژی ها و رهبران و نخبگان دموکراتیک در حال تکوین است و لااقل پیچیدگی و مشکل این دو در مقایسه با ویژگی قبل(جامعه مدنی) کمتر و حصول آن آسانتر باشد.
*** ***
باید باور کرد که با شکل گیری جامعه مدنی قوی و احزاب و نهادهای مدنی، گذار به دموکراسی روی می دهد و به عکس جامعه توده ای بویژه با وضعیت فرهنگی و جامعه استبدادزده ما( که خود جای بحث و کنکاش فراوان دارد) جز به توتالیتاریسم به جای دیگری منتهی نمی شود. برای گام برداشتن در مسیر ایجاد جامعه مدنی قوی باید به جامعه آموزش داد. اهمیت و ضرورت نهادها و احزاب را بداند و اصلا آنرا درک کند.
این گزارش آغاز دعوای انتقال کارون بود. سر و صدای زیادی به پا کرد و فعالان اجتماعی خوزستان بصورت جدی به انتقال آب کارون اعتراض کردند. این گزارش دو روز بعد از کلنگ زنی کارخانه لوله سازی طرح انتقال کارون در رفسنجان و تو سط هاشمی رفسنجانی چاپ شد. بازتاب خوبی داشت و یک حرکت اعتراضی بزرگ را شروع کرد.
گزارش دوم: اعتراضها ادامه دارد
این گزارش به فاصله اندکی از چاپ گزارش اول منتشر شد . بازتابی از اعتراضها در خوزستان بود.
جوابیه موسسه عمران رفسنجان به گزارشها
این جوابیه جوابیه خیلی ضعیفی به گزارشهایم بود. عمران رفسنجان از بسیاری موارد از مهم گزارش بی توجه گذشت و در مواردی دیگر آماری ارائه کرده بود که کارشناسان آب اهواز آنها را غیر علمی می خواندند. در مقدمه جوابیه این موسسه شرق در توضیحی ماجرای اعتراض من به انتقال آب کارون در مراسم روز خبرنگار از طرف روزنامه نگاران استان را مورد اشاره قرار داد و نوشت: در مراسم روز خبرنگار وقتى يكى از روزنامه نگاران خوزستان براى دريافت جايزه به روى سن دعوت شد، با اصرار سعى كرد متن كوتاهى اين استان بخواند. متن پيام چيزى جز پرسروصداترين موضوع براى افكار عمومى استان طى روز هاى اخير نبود: «انتقال آب كارون، رفسنجان» ابهامات به وجود آمده در خصوص اين طرح باعث شد تا موسسه عمران رفسنجان به عنوان مجرى طرح انتقال آب به رفسنجان توضيحات زير را در ۱۷بند در پاسخ به گزارشى كه هفته پيش در شرق چاپ شده بود منتشر كند
گزارش سوم: اگر مفید باشد حرفی نداریم
گزارش سوم خیلی حائز اهمیت بود. در واقع جوابی علمی در گفتگو با اساتید دانشگاه به جوابیه موسسه عمران رفسنجان بود. در این گزارش آمار دقیقی از بیلان رودخانه کارون و مضرات طرح انتقال ارائه شد. اساتید اهواز تاکید می کردند اگر انتقال آب در مقایسه با مصرف آب در دشت خوزستان مفید باشد با این انتقال مخالف نیستیم اما آمار و مباحث علمی خلاف این فایده را اثبات می کند. درباره بیلان کارون هر چه بخواهید در این گزارش بدست می آورید.
در لابلای همین گزارش هم معاون وزیر نیرو از طرح انتقال کارون دفاع کرده و گفته اگر کارون منتقل نشود دشت رفسنجان می میرد!
گزارش چهارم: تلاش برای نجات کارون
این گزارش هم درباره سمینار تخصصی کارون بزرگ است که در دیماه برگزار شد. حضور یکی از مقامات وزارت نیرو و عدم پاسخگویی وی نکته جالبی بود. در این گزارش می خوانید:نورزاد مدير منابع آب وزارت نيرو پس از سخنان نمايندگان NGOها حاضر به ادامه حضور در سمينار نشد.در اين سمينار كه در دو پانل صبح و بعدازظهر برگزار شد، ۱۲ استاد دانشگاه به بيان دلايل علمى و تخصصى مخالفت خود با انتقال آب كارون از منظر محيط زيست، اقتصاد و تبعات اجتماعى پرداختند.
گزارش پنجم: ابراز نگرانی غیردولتی ها از مرگ تدریجی کارون
در این گزارش بیانیه تشکل های غیردولتی زیست محیطی درباره انتقال آب کارون منتشر شده بود. در اين بيانيه با اشاره به آثار مخرب زيست محيطى انتقال آب كارون بر توقف انتقال آب رودخانه هاى كارون و دز تاكيد شده است. در اين بيانيه همچنين به هشدار برنامه محيط زيست سازمان ملل (UNEP) كه رسماً براى مقامات ايران ارسال شده و وقوع فاجعه اى همانند آنچه در حوزه درياچه آرال اتفاق افتاد، اشاره شده است.
گزارش ششم: ابراز نگرانى از اثرات زيست محيطى انتقال آب كارون
در سمينار انتقال بين حوضه اى آب و نقش آن در توسعه پايدار كشور كه در دانشگاه صنعت آب و برق (شهيد عباسپور) برگزار شد، شركت كنندگان با ارائه مقالاتى علمى به بررسى اثرات و پيامدهاى طرح هاى انتقال بين حوضه اى آب پرداختند.
اثرات منفى زيست محيطى انتقال آب كارون يكى از بحث هايى بود كه در اين سمينار مورد توجه شركت كنندگان قرار گرفت. در حاشيه اين سمينار، نيز بيانيه تشكل هاى غيردولتى زيست محيطى در خصوص اثرات انتقال آب كارون براكولوژى پائين دست رودخانه منتشر شد. بانی این سمینار وزارت نیرو و شرکت های تابعه آن بودند.
این وبلاگ را همان روزهای نخست جنجال انتقال آب کارون راه اندازی کردم.
گزارش بی بی سی از انتقال کارون: جدال مخالفان و سکوت موافقان
در این گزارش می خوانید: مخالفان طرح انتقال آب کارون می گويند اجرای اين طرح خسارت های زيادی به کشاورزی و محيط زيست منطقه وارد خواهد کرد، موافقان انتقال آب کارون به نواحی مرکزی ايران هم می گويند اين پروژه که اجرای آن آغاز شده، با بررسی های کارشناسی کافی تهيه شده و توجيه کافی دارد
بودجه انتقال آب کارون به رفسنجان حذف شد
... و در نهایت با مخالفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی به هنگام بررسی لایحه بودجه سال 84 بودجه، انتقال آب کارون به دشت رفسنجان که در قالب تبصره 2 لایحه بودجه سال 84 در نظر گرفته شده بود، حذف شد.



