تبليغاتX
.

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 16:54  توسط مهدی مکارمی  | 

هیئت منصفه جدید مطبوعات هم یک شاهکار جالب دیگر در روند برخوردهای قضایی با مطبوعات است. تا آنجایی که من می دانم در همه جای دنیا هیئت منصفه نماینده افکار عمومی است. حتی قانون اساسی ایران هم این را پذیرفته است. در مجلس ششم قانون هیئت منصفه تصویب شد که اعضای آن به واقع نمایندگان افکار عمومی به شمار می آمدند. اما این قانون بلاتکلیف ماند و اجرا نشد تا اینکه مجلس هفتم با لغو قانون مجلس ششم قانون مصوب مجلس پنجم که اکثریت آن را محافظه کاران تشکیل می دادند را احیا کرد. و حال اعضای هیئت منصفه نه نماینده افکار عمومی که نماینده برخی ارکان حکومتی و دولتی هستند که نمایندگانی از دادگستری‌ و وزارت ارشاد و... آنها را تعیین می کنند. با این وضعیت نمی توان امیدوار بود که چنین هیئت منصفه ای نظر افکار عمومی را در صدور احکام درباره مطبوعات اعمال کند. به هر حال آنچه قابل کتمان نیست این است که آزادی مطبوعات در ایران تا جایی پذیرفته می شود که از خط قرمزهای دولت و حکومت عبور نکند. در واقع دگراندیشان و منتقدان نمی توانند صاحب رسانه باشند و بدون سانسور حرفهایشان را بزنند. از همین رو هیئت منصفه ای نیز تشکیل می شود که دغدغه های دولت و حکومت را در اعلام نظرات مد نظر قرار دهد و نه نظرات و خواست افکار عمومی. به هر حال هیئت منصفه جدید شاید تنها پوششی به ظاهر دموکراتیک برای برخورد غیردموکراتیک با مطبوعات باشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1384ساعت 16:23  توسط مهدی مکارمی  | 

قرار است فردا و پس فردا نشست دفتر تحکیم وحدت برگزار شود. این نشست از آن جهت حائز اهمیت است که علاوه بر انتخابات دوره جدید شورای مرکزی،در تعیین رویکرد آتی دفتر تحکیم وحدت موثر خواهد بود.به نظر مى رسد در دوره جديد فعاليت انجمن هاى اسلامى دانشجويان كشور معطوف به نقد فعال قدرت از يكسو و تقويت بدنه از سوى ديگر باشد. تقويت بدنه تحكيم وحدت براى تاثير گذارى بيشتر بر تحولات سياسى اجتماعى به ويژه در دوره جديد پروسه اصلاحات حائز اهميت است. واقعيتى كه وجود دارد اين است كه قرار گرفتن در موقعيت پوزيسيون قدرت و حمايت از دولت خاتمى و تحمل هزينه هاى فراوان در تضعيف بدنه و گرايش دانشجويان به اين مجموعه بسيار موثر بوده و پس از آن هم مى توان گفت قرار گرفتن در موقعيت اپوزيسيون چنين پيامدى داشته است. به نظر مى رسد انجمن هاى اسلامى در دوره جديد فعاليت خود مى بايست تقويت بدنه و مقوله آموزش را جدى بگيرند. تقويت بدنه و مقوله آموزش نيز مى تواند ارتباط تنگاتنگى با شكافتن حوزه هاى اجتماعى، فرهنگى و انديشه داشته باشد.
در واقع در دوره جديد مى توان ارتباط انجمن هاى اسلامى و تحكيم وحدت را با دانشجويان از كانال اين حوزه ها محقق كرد. دموكراسى را مى بايست با فرهنگ، هنر، جامعه و انديشه ترجمه كرد و در اين صورت به نظر مى رسد تمايل دانشجويان به حضور در مجموعه افزايش يابد. تشكيل خانه هاى فرهنگ و هنر براى شكافتن حوزه هاى اجتماعى، فرهنگى و انديشه (و به طور خلاصه مقوله آموزش دموكراسى) مى تواند به تقويت بدنه جنبش دانشجويى منجر شود.
با تقويت بدنه جنبش دانشجويى اين جنبش مى تواند به صورت فعال ترى نقد قدرت را در پيش بگيرد. توجه به مقوله آموزش و حوزه هاى غيرسياسى آغاز دوره اصلاح  از پايين به صورت فعال خواهد بود و تقويت بدنه هم بالا بردن اقدامات غيردموكراتيك را به دنبال خواهد داشت البته بايد توجه داشت كه تحكيم وحدت براى تقويت بدنه به برنامه و طرح نياز دارد و براى تهيه يك طرح جامع بايد وقت بگذارد.
فعال كردن نشريات دانشجويى، كارگاه هاى آموزشى، اردو هاى تئوريك، نشست هاى منطقه اى انجمن هاى اسلامى مى تواند در ارائه تحليل و طرح براى خروج از ركود موجود در جنبش دانشجويى موثر باشد. واقعيتى كه هم اكنون وجود دارد اين است كه عمده فعاليت انجمن ها به اعلام موضع در قالب صدور بيانيه و... خلاصه و محدود شده است و انجمن ها به صورت شايسته از حداقل امكانات و ابزار هاى موجود در دانشگاه ها هم بهره نمى برند.
نشست هاى هم انديشى انجمن هاى اسلامى يك شهر، استان و يا منطقه، فعال كردن شورا هاى عمومى انجمن ها و برگزارى نشست هاى بحث و گفت وگوى نظرى حتى با حضور تعداد معدودى از دانشجويان از جمله ابتدايى ترين اقداماتى است كه با حداقل امكانات مى تواند صورت بگيرد.
در حال حاضر اكثريت جمعيت دانشجويان كشور را دختران تشكيل مى دهند و انجمن هاى اسلامى نيز مى بايست اين موضوع را جدى بگيرند. دفاع از حقوق زنان به عنوان بخش عظيمى از جمعيت كشور كه از بسيارى حقوق خود محروم هستند و پيگيرى خواسته ها و مطالبات آنها مى تواند در ليست برنامه هاى اصلى دفتر تحكيم قرار بگيرد. دموكراسى مى بايست به عنوان نان شب بخش هاى محذوف جامعه همانند زنان ترجمه شود. به هر حال آنچه مهم است درك اين نكته است كه انجمن هاى اسلامى دانشجويان در حال حاضر در درون دانشگاه ها و در بين دانشجويان فعال نيستند.
در ابتدا بايد به اين سمت رفت كه هر انجمن عضو تحكيم وحدت در درون دانشگاه خود برنامه هاى كوتاه مدت و بلندمدتى را داشته باشد و با فعال كردن انجمن در بخش هاى مختلف و استفاده از ابزار و امكانات موجود و برنامه ريزى براى جلب مشاركت دانشجويان در اين فعاليت ها آمادگى تاثير گذارى بر عرصه عمومى را پيدا كند. اين فعاليت ها هيچ الزامى به هزينه زا بودن ندارند و چه بسا در دوره جديد عمده فعاليت ها با كمترين هزينه ها و در آرامش به پيش برود. اين موضوع در تقويت بدنه بسيار موثر است. در سطح كلان مجموعه نيز دفتر تحكيم وحدت مى تواند در راه تشكيل جبهه دموكراسى و حقوق بشر با مكانيسمى كه دربرگيرنده همه طيف هاى سياسى اجتماعى منتقد قدرت باشد گام هاى جدى بردارد و با فعال كردن چنين جبهه اى و سوق دادن آن به سمت نقد فعال قدرت، هزينه هاى نقد اقدامات غيردموكراتيك را كه حقيقتاً بر شانه هاى جنبش دانشجويى سنگينى مى كند بر دوش همه نيرو ها و جريانات منتقدى كه امروز بيرون از قدرت هستند بگذارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مهر 1384ساعت 17:9  توسط مهدی مکارمی  | 

محمود احمدی نژاد محور شعارهای خود را عدالت قرار داده است و در عین حال کمترین توجهی به مقوله «آزادی» در شآزادیعارهای خود نمی کند. بی توجهی به آزادی و در عین حال تاکید بر عدالت به نظر من نوعی پارادوکس به شمار می آید. به نظر من بی توجهی به آزادی و تاکید بر عدالت با هم جمع شدنی نیستند:

۱- ریشه بی عدالتی ها در ضعف نظارت و انعکاس آزادنه مسایل و مشکلات است. بدون وجود رسانه های آزاد و مستقل که به افشا و انعکاس تبعیض ها و بی عدالتی ها بپردازند چگونه می توان از تحقق عدالت دم زد؟

۲- اگر یک تعریف از عدالت را برابر دانستن همه شهروندان در برابر قانون بدانیم و خواهان رعایت عدالت در برابر همگان باشیم آیا می توانیم خواهان آزادی بیان کسانی که همانند ما نمی اندیشند نباشیم و در عین حال از عدالت دم بزنیم؟ آیا عدالت یعنی اینکه تنها همفکران ما آزاد باشند یا آنکه دگر اندیشان و آنهایی که متفاوت می اندیشند هم حق دارند؟

۳-  آیا عدالت و مرزبندی « خودی و غیرخودی» با همدیگر جمع شدنی هستند؟ عدالت با مقوله «شهروند درجه یک و درجه دو» چه نسبتی دارد؟ آیا می توان دم از عدالت زد اما تنها به « خودی ها» اجازه حضور و پیشرفت در مناصب مملکتی را داد؟ و سایر شهروندان که بگونه ای دیگر می اندیشند چون از رانت «خودی بودن» بهره مند نیستند از دایره رقابت های انتخاباتی حذف شوند؟

۴- راستی در تعریف شما از عدالت دو به علاوه دو چند می شود آقای احمدی نژاد؟ اکثریت مجلس ششم توسط اصلاح طلب بودند. آنان نمایندگان مردم بودند که با رای اکثریت آنها به مجلس رفتند اما بسیاری از مصوباتشان توسط شورای نگهبان و... رد می شد و اقلیتی که رایی از مردم نگرفته بود کفه ترازوی تصمیم گیریها را به نفع خود سنگین کرد. راستی این چه عدالتی است که اقلیتی خود را براکثریت تحمیل می کرد؟ با داشتن کمتر از سی درصد رای مردم، هفتاد درصد قدرت را در دست داشت و حالا که در انتخاباتی غیرآزاد و غیرعادلانه به اکثریت بدل شده حقوق اقلیت(اکثریت پیشین) را نادیده می گیرد؟

۵-  نکند تعریف شما از عدالت صرفا معطوف به اقتصاد و شکم های مردم است و از دیگر ابعاد آن سخنی نمی گویید؟ اگر هم چنین باشد که ظاهرا چنین است، باز هم بدانید مفاسد اقتصادی زمانی بر پیکیره مردم ضربه وارد می کند که رسانه های آزاد و منتقدی برای افشای مافیاهای قدرت وجود نداشته باشند.

به هر حال مقوله عدالت و آزادی، بحث مفصلی را طلب می کند اما برای پایان سخن همین بس که: تا آزادی نباشد عدالت تنها پوششی برای بی عدالتی خواهد بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر 1384ساعت 17:38  توسط مهدی مکارمی  | 

مین، کلمه ای که از آن متنفرم

حدود ۲۵ سال قبل در چنین روزهایی نیروهای صدام، دیکتاتور سابق عراق به خاک کشورمان تجاوز کردند و جنگی را آغاز کردند که ویرانی و آوارگی و عقب افتادگی را برای دو کشور به ارمغان آورد شاید کسی فکر نمی کرد این جنگ ۸ سال بطول بیانجامد و تا سالها بعد قربانی بگیرد. این جنگ هنوز که هنوز است انمین کلمه ای که از آن متنفرمسانهای زیادی را قربانی بیرحمی خود می کند. انسانهایی که هنوز تیر و ترکش های جنگ بر تن آنهاست. انسانهایی که سلاحهای شیمیایی هنوز قربانی شان می کندو... اما انسانهایی هم هستند که از بقایای سلاحهای جنگی آسیب می بینند. مین یکی از کلمه هایی است که بیشترین تنفر را از آن دارم. هر سال بسیاری از هموطنان مان بر اثر انفجار مین جان خود را از دست می دهند. همه جهانیان باید از بکارگیری چنین سلاحهای بیرحمی جلوگیری کنند. این سلاحهای مخفی و سلاحهای کشتار جمعی و شیمیایی باید از روی زمین محو شوند تا هر انسان بیرحمی نتواند به راحتی با جان هزاران و میلیونها انسان بی گناه بازی کند. من گزارشی را قبلا در و بلاگم گذاشته بودم که قبلا آنرا در شرق چاپ کرده بودم. این گزارش به قربانیان مین در ایران و عملیات مین روبی پس از جنگ پرداخته است.

این گزارش را می توانید اینجا بخوانید

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 15:33  توسط مهدی مکارمی  | 

نامه‌ معصومه شفيعی به رئيس قوه قضاييه

همسر اکبر گنجی در نامه ای به رییس قوه قضاییه از وضعیت گنجی ابراز نگرانی کرده است. واقعا برای من هم جای تعجب است که چرا باید یک منتقد، یک مخالف از حقوق طبیعی خود به عنوان یک زندانی برخوردار نباشد و حتی همسر وی نتواند با او دیدار کند. اصلا زندانی کردن یک منتقد و یا یک مخالف چه معنایی می تواند داشته باشد؟ این حق طبیعی هر انسانی است که با یک موضوعی مخالف و یا موافق باشد. خداوند در قرآن از لااکراه فی الدین سخن می گوید و حتی دین را هم اجبار نمی کند آنوقت ما در چه مقام و منزلتی با مخالف خود اینگونه برخورد می کنیم؟ آزادی حق مسلم گنجی و هر آزاداندیش و دگراندیشی است. اگر کسی با گنجی و افکارش هم مخالف باشد اما انسانی آزاده باشد خواهان آزادی او خواهد شد. گنجیمعصومه شفیعی در نامه خود خطاب به آیت الله هاشمی شاهرودی نوشته است: این نامه را در حالی می‌نویسم که از فرط نگرانی خواب به چشمانم راه پیدا نمی‌کند و دلیل آن نیز بی خبری محض و شایعات تکان دهنده درباره‌ی سلامتی و حیات همسرم است. از بی‌نتیجه بودن این نامه تقریباً مطمئنم ولی از سر استیصال به آن اقدام می‌کنم. اندک ایمانی که داشتم در نتجه‌ی عملکرد عدلیه‌ی زیر نظر شما به کفر گراییده ولی با یادآوری آیه‌ی شریفه‌ی: * ... لا تَایسُوا مِن رّوحِ اللهِ إِنَّهُ لَا یَایسُ مِن رَّوحِ اللهِ إِلَّا القَومُ الکَفِرونَ*(یوسف/٨٧) « از رحمت خدا مأیوس نشوید زیرا تنها کافران از رحمت خدا مأیوس می‌شوند.» نیرویی وادارم می‌کند که قلم در دست گیرم. آخرین باری که همسر زندانی و تکیده و بیمارم را ملاقات کردم چهارم شهریور ماه بود و از آن زمان تا کنون هیچ خبری از وی ندارم و چشمان نگران و پرسشگر دخترانم و مادر دل شکسته و بیمار همسرم، مرا رنج می‌دهد و علی‌رغم طی کردن همه‌ی مجاری قانونی باز آرام و قرار ندارم. بهترین سال‌های زندگی من و فرزندانم در فراق و نگرانی، اشک و آه و دعا و انتظار گذشته است بارها و بارها به ذهن و زبانم آمده که اگر اکبر گنجی زبان منتقدی نداشت، اگر به کسب ثروت نامشروع مشغول بود، اگر همان اولین روز بازداشت فقط « یک جمله می‌نوشت»، اگر به جای مطالعه و پژوهش به کارهای خلاف اخلاق می‌پرداخت، اگر به فکر پست و مقام بود و اگر... یقیناً خود و خانواده اش چنین مورد بی مهری قرار نمی‌گرفتند. در پایان نامه هم آمده است: اگر در دادستانی انتظامی قضات به شکایت متعدد ما رسیدگی می‌شد و یا حداقل کیفر خواست صادره بیطرفانه رسیدگی می‌شد، اگر گزارش کمیسیون اصل نود ضمانت اجرایی داشت، اکنون چنین نامه‌ای نوشته نمی‌شد. امیدوارم این مکتوب نیز به سرنوشت مکتوبات دیگر دچار نشود لذا خاضعانه از افکار عمومی تقاضا دارم که پاسخ به این نامه را از آقای شاهرودی طلب کنند.  به امید آزادی گنجی و همه زندانیانی که در راه آزادی در بند هستند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 15:9  توسط مهدی مکارمی  | 

سال تحصیلی جدید امسال با حضور آقای احمدی نژاد رییس جمهور در شهر زلزله زده بم شروع شد. وی در این مراسم به طرح چند پرسش درباره عدالت پرداخت. آقای خاتمی رییس جمهور سابق هم در سال۷۶ در اولین دوره ریاست جمهوری اش به روستای زلزله زده بنمار رفت و به طرح دو سوال درباره قانونگرایی و امنیت در منطقه خاورمیانه پرداخت. من در آن مسابقه در رشته مقاله نویسی مقام اول کشور را کسب کردم و تندیس بلورین جشنواره را از آن خود کردم.از آن سال به بعد این طرح با نام پرسش مهر هر ساله برگزار می شود. این طرح از ابتکارات بسیار جالب خاتمی بود. برایم جالب بود که احمدی نژاد امسال همان کاری را کرد که خاتمی در سال۷۶ انجام داد.خاتمی هدف از اجرای آن طرح را استفاده از نظرات و اندیشه های جوانان و جلب مشارکت سیاسی اجتماعی آنان عنوان کرد. امیدوارم احمدی نژاد هم به بسترسازی برای فعالیت آزاد جوانان در مدرسه، دانشگاه و... اعتقاد داشته باشد و برای آن تلاش کند و به بهانه هایی چون دفاع از ارزشها، دین و... جلوی فعالیت آزادانه تشکلهای مختلف سیاسی و غیر سیاسی غیردولتی را نگیرد.

+ نوشته شده در  شنبه دوم مهر 1384ساعت 14:49  توسط مهدی مکارمی  |