گزارشهایی در اعتراض به انتقال آب کارون
دفاع از میراث فرهنگی
سد سیوند و میراث فرهنگی پاسارگاد
دموکراسی خواهی
حقوق بشر
پوششی دموکراتیک برای برخورد غیردموکراتیک
انسانها
گزارشهایی در اعتراض به انتقال آب کارون
دفاع از میراث فرهنگی
سد سیوند و میراث فرهنگی پاسارگاد
دموکراسی خواهی
حقوق بشر
پوششی دموکراتیک برای برخورد غیردموکراتیک
انسانها
بيش از دو ماه از دستگيرى عبدالفتاح سلطانى وكيل دادگستری می گذرد. وی وکالت خانواده زهرا كاظمى و اكبر گنجى را برعهده داشت و به اتهام افشاى اسرار پرونده «جاسوسان هستهاى» دستگير شده است. با وجود گذشت این مدت از بازداشت وی هنوز نتوانسته با وكلاى خود دیدار کند. و گفته می شود که وی همچنان در انفرادی به سر می برد. بی تردید هر زندانی صرف نظر از اتهامات، حقوقی دارد که مسئولان موظف به رعایت آن حقوق هستند. هر زندانی حق دارد با وکلای خود دیدار کند و از حق دفاع برخوردار باشد. شکنجه و تحت فشار قرار دادن زندانی به هیچ وجه پذیرفتنی نیست و کیست که نداند در انفرادی نگه داشتن زندانی(با هر اتهامی) و جلوگیری از ارتباط وی با وکلایش نوعی شکنجه است؟!
البته عدم رعایت حقوق زندانیان تنها به زندانیان سیاسی و حقوق قانونی آنها محدود نمی شود. زندانیانی نیز هستند که در شهرها و مناطق مختلف مورد آزار و شکنجه قررار می گیرند. سال گذشته دستان یک زندانی در زندان دزفول(یکی از شهرهای خوزستان) قطع شد که من برای تهیه گزارش این ماجرا به دزفول رفتم. حادثه دردناکی بود. در تنبيه، اين زندانى را با دستبند از پنكه آويزان کردند. مسئولان زندان وى را بيشتر از حد لازم تنبيه و آويزان نگه داشتند به گونه اى كه گفته مى شود وى تنها از ناحيه نوك انگشت پا با زمين مرتبط بوده است. یکی از کارکنان زندان به من گفت: حادثه هنگامى رخ داد كه متهم پس از چند ساعت به خواب رفته و تمام وزن بدن وى بر دستانش وارد شده است. پس از انتقال زندانى به بيمارستان امام خمينى اهواز در تاريخ ۲۶ خردادماه، پزشكان اين بيمارستان به دليل قطع شدن عصب هاى دست زندانى و خون مردگى، هر دو دست وى را از مچ قطع كردند. با پیگیریهایی که انجام شد نهایتا رییس زندان برکنار و تبعید شد و دیه این زندانی پرداخت شد. متن کامل این گزارش
واقعا تبعیض جنسیتی علیه زنان، روح انسان را آزار می دهد. هر وقت که ماجرای خودسوزی زنان عشایری در ذهنم مجسم می شود و یا همین اخیرا خبر جلوگیری از حضور تیم والیبال زنان ایران در مسابقات زنان کشورهای اسلامی در تهران به یادم می آید ناراحت می شوم. فکر می کنم من هم وظیفه دارم تا جایی که می توانم برای پایان دادن به تبعیض جنسیتی کمک کنم. این چند لینک را ببینید. مطالب خوبی هستند.
کنوانسيون حذف کليه اشکال تبعيض عليه زنان
اعتراض به سانسور اینترنتی زنان
من زنم، انسانم، کردم،فمنيستم و مي خواهم حقوق خودم را داشته باشم
مطلبی که در پست قبلی درباره تبعیض جنسیتی در ورزش نوشتم به نظرم جای بحث بیشتری دارد. در کشور ما سنت های و باورهای کهنه و از تاریخ گذشته که متاسفانه به عرفی در جامعه ما تبدیل شده نوعی نگاه تحقیر آمیز به زنان دارد. حاکم بودن این سنتها باعث شده است تا فرهنگ مردسالاری نیز به شدت رشد پیدا کند و زنان در جامعه ما، تنها به ابزاری برای تبعیت و فرمانبرداری از مردان و پاسخگویی محض به خواسته ها و منویات آنان تبدیل شوند. بر این اساس زنان تنها تکالیف و و
ظایفی به عهده دارند و از حق و حقوقی برخوردار نیستند. وظیفه آنهاست که در خانه بمانند و کار کنند و حق با سواد شدن و شاغل شدن ندارند چه برسد به آنکه بخواهند در مسابقات بین المللی ورزشی شرکت کنند! اگر چه طی سالیان مختلف تغییرات اساسی در این خصوص ایجاد شده اما اگر به شهرها و روستاهایی که اندکی از تهران دور هستند سری بزنید متوجه خواهید شد که خشونت علیه زنان بیداد می کند. مرد، حق خود می داند که زنش را کتک برند و زن، حق اعتراض ندارد چون مرد، خود را مالک زن می داند!
متاسفانه برخی سنتهای مذهبی نیز فرهنگ مردسالاری را در جامعه ما تشدید کرده است. به نظر من فعالان عرصه زنان برای بهبود این وضعیت و گام برداشتن بسوی رفع تبعیض های جنسیتی و جلوگیری از ظلمی که در حق زنان می شود می بایست ابتدا به نقد آداب و سنن قدیمی و همچنین سنتهای مذهبی که ناقض حقوق زنان است بپردازند. مشکل اساسی در وجود سنتهایی است که مردم آنها را پذیرفته و آنها را باور دارند و گام اول باید نقد این سنتها و گام برداشتن به سوی آینده ای مدرن باشد که در آن زنان از حقوق مساوی با مردان برخوردار باشند.باید تلاش کرد محدودیتهای مذهبی و غیرمذهبی که این تساوی را نقض می کند مورد بررسی و نقادی و پرسشگری قرار داد.
مدتی قبل مسابقات ورزشی زنان کشورهای اسلامی در تهران برگزار شد. اگر چه ب
رگزاری چنین مسابقاتی می تواند نویدبخش جدی تر شدن بحث ورزش زنان و پذیرفتن آن بعنوان مسئله ای نه چندان حساس باشد اما واقعیت این است که هنوز در کشور ما ورزش زنان به رسمیت شناخته نشده و متاسفانه مسئولان امر ظاهرا چندان اعتقادی به این مقوله ندارند و یا لااقل محدودیت های فرهنگی و مذهبی، این حق مسلم را از زنان ایرانی سلب نموده است. به هر حال امکانات موجود در سطح کشور خود می تواند نشان دهنده این وضعیت نامناسب باشد. متاسفانه زنان ایرانی بدلیل موضوع حجاب از شرکت در بسیاری از مسابقات بین المللی محروم هستند و کسی هم جرات اینکه اعلام کند می بایست شرایط عادی شرکت زنان ایرانی در مسابقات بین المللی رعایت شود و آنان بتوانند بدون ایجاد محدودیت، توانایی های خود را بروز بدهند، ندارد. البته تا رسیدن به چنین مرحله ای راه درازی در پیش است اما به نظر می رسد فعالان و مدافعان حقوق زنان می بایست همه تلاش خود را برای رفع تبعیض های جنسیتی در ورزش کشورمان بکار بگیرند. عدم حضور تیم والیبال زنان ایران در این مسابقات بدلیل بحث پوشش اسلامی به نظر من یک فاجعه است. واقعا قابل توجیه نیست که ایران میزبان مسابقاتی باشد و بعد تیم والیبال آن که از قوی ترین تیمهاست حق حضور در این مسابقات را نداشته باشد. متاسفانه فعالان حقوق زنان از کنار این موضوع به راحتی گذشتند، در حالی که این موضوع جای تاسف بسیاری دارد. بالاخره این موضوع کی باید حل شود؟ آیا شرم آور نیست که ناظر فدراسیون بین المللی بخواهد گزارشی از این وضعیت به فدراسیون جهانی والیبال بدهد؟ ب
سیاری از کشورهای اسلامی در حال حاضر با بحث پوشش زنان و شرکت آنان در مسابقات مشکلی ندارند اما ما هنوز...
ما هنوز به زنان و دختران ایرانی حتی اجازه ورود به ورزشگاهها را هم نمی دهیم! و برخی روزنامه هایمان علاقمندی زنان را برای حضور در استادیومها همانند علاقمندی به مواد مخدر، قمار و الکل تعبیر می کنند. روزنامه جمهوری اسلامی، يکبار در این باره چنین نوشت:درست است که دختران زيادی دلشان می خواهد مسابقات فوتبال را در استاديوم تماشا کنند، اما بالا بودن اين گرايش ربطی به درست بودن آن از نظر اخلاقی ندارد. مردم زيادی در سراسر دنيا به مواد مخدر، قمار و الکل علاقه دارند و همه می دانيم که مبادرت به اين سه مورد نکوهيده و ناپسند است!!
یک مصاحبه با خبرگزاری ایسنا داشتم که درآن از برخوردهای محدودیت آمیز و غیردموکراتیک با آزادی آکادمیک دانشگاهها انتقاد کرده بودم. متن این مصاحبه را بخوانید:
يك فعال انجمنهاي اسلامي:
دانشگاه فعاليتهاي دانشجويان را محدود نكند
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران، سرويس: سياسي: عضو انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد، با بيان اين كه «دانشگاه فعاليتهاي دانشجويان را محدود نكند»، گفت: تغيير و تحولات سياسي مثل انتخابات رياست جمهوري نبايد باعث شود كه فعاليت تشكلهاي دانشجويي محدود شود.
«مهدي مكارمي» در تماس با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، ضمن اعتراض به عدم صدور مجوز برگزاري چند برنامهي اين تشكل دانشجويي از سوي دانشگاه، گفت: مسوولان دانشگاه علت اين اقدام را مشكل داشتن اساسنامه عنوان كردهاند، در حالي كه اين اساسنامه قبلا به تاييد مسوولان هيات نظارت دانشگاه رسيده بود. پيرو اين اقدام مسوولان دانشگاه برخلاف سالهاي گذشته اجازهي برگزاري اردوي معارفهي دانشجويان جديدالورود به انجمن اسلامي دانشگاه داده نشد كه اين اقدام با اعتراض دانشجويان مواجه شد. در پي اعتراض دانشجويان و درخواست آنها، مسوولان دانشگاه جلسهي شوراي فرهنگي را در همان سالن تشكيل دادند و تصويب كردند كه موقتا نمايندهي انجمن بتواند در آن جلسه حضور و صحبت كند. مكارمي تصريح كرد: با توجه به شعار رييسجمهور، آقاي احمدينژاد كه تاكيد بر عدالتمحوري و مهرورزي بوده است متاسفانه به نظر ميرسد عملكرد بخشي از دولت ايشان در درون دانشگاهها از آغاز سال تحصيلي جديد برخلاف اين دو شعار بوده است. تشكلهاي دانشجويي بهويژه آنهايي كه با راي دانشجويان به صورت آزاد ايجاد شدهاند بايد بدون هيچگونه نگراني و دغدغهاي عمل كنند و تغيير و تحولات سياسي مثل انتخابات رياست جمهوري باعث نشود كه فعاليت آنها محدود شود. البته ما اين را به عنوان يك انتظار و يا توقع از آقاي احمدينژاد و دولت ايشان مطرح نميكنيم بلكه اين حق طبيعي و مسلم انجمنهاي اسلامي است و اگر قرار باشد اين روال ادامه پيدا كند به صورت مدني به آن اعتراض ميكنيم.
وي افزود: وقتي دولت جديد شعار عدالت را سر ميدهد نميتواند آزادي آكادميك و آزادي فضاي دانشگاهها را محدود كند و اساسا تاكيد بر شعار عدالت و محدود كردن آزادي فعاليتهاي دانشجويي با هم جمع شدني نيستند. لازمهي تحقق عدالت اين است كه جمعي نخبه، روشنفكر و تحصيلكرده كه در دانشگاه فعاليت ميكنند بتوانند آزادانه عملكرد همهي اركان قدرت را مورد نظارت و بررسي قرار دهند.
مكارمي گفت: اين حق مسلم دانشجويان است و اميدواريم مسوولان، دولت و شخص رييسجمهور اگر خودشان به حقوق دانشجويان اعتقاد دارند به مسوولان دولتشان و ردههاي مياني و پاييني دستورات لازم را بدهند كه سال تحصيلي جديد سال بانشاط و شاداب و سرشار از مهرورزي باشد.