امروز متن اعتراض خود را درباره حکم کمیته ناظر نشریات دانشجویی دانشگاه که ماهنامه کویر به مدیر مسئولی من را به اتهام اهانت به مقدسات لغو امتیاز کرده است به مسئولان دانشگاه ارائه کردم تا به کمیته مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاهی ارسال شود.اواخر خردادماه کمتیه ناظر دانشگاه، «کویر» را بدلیل چاپ مطلبی در دفاع از باورهای ملی ایرانیان و چاپ این جمله که « پیام ایران و ایرانی مهر و مهرورزی و روشنی است و نه تاریکی و سیاهی و این قطعا به مذاق کسانی که به سر و سینه زدن و سیاهپوشی عادت کرده اند خوش نمی آید» لغو امتیاز نموده و من را از مدیرمسئولی هرگونه نشریه دانشجویی در طول دوران تحصیل محروم نمود! واقعیت این است که فشارهای زیادی از داخل و خارج علیه نشریات دانشجویی اعمال می شود واین نشریات به خودسانسوری روی می آورند تا بقا داشته باشند. به هر حال نشریات دانشجویی نیز از نبود آزادی بیان در عذاب هستند.
یک خبر جدید هم درباره بحث حقوق بشر در کشورمان اینکه، اتحاديه اروپا اعلام کرده كه وضعيت رعايت حقوق بشر در ايران با پسرفت روبرو شده است. به گزارش دویچه وله داگلاس آلكساندر وزير امور اروپائى دولت انگليس و رئيس دوره اى شوراى اتحاديه اروپا گفت كه از زمان برعهده گرفتن اين مسئوليت در سه ماه پيش تاكنون بارها مجبور شده ام بخاطر نقض حقوق بشر، رعايت آن را به دولت تهران گوشزد نمايم. وى در پارلمان اروپا بخصوص از اجراى حكم اعدام در مورد افراد زير هجده سال انتقاد كرد. جان فيگل كميسر اتحاديه اروپا و آلكساندر رئيس شوراى اين اتحاديه از دولت ايران خواستند تا بر سر ميز گفتگوهاى مربوط به حقوق بشر بازگردد. اتحاديه اروپا بارها از دولت ايران خواسته است تا زمانى را براى از سرگيرى اين مذاكرات اعلام نمايد كه تاكنون هيچ اقدامى از سوى دولت تهران در اين زمينه صورت نگرفته است.
این سخنان همزمان با روز جهانی مبارزه با اعدام عنوان شده است. ۱۸مهر ماه، روز جهانى مبارزه با مجازات اعدام است. عماد الدین باقی روزنامه نگار یکبار بدلیل چاپ مقاله ای در این خصوص در سال۸۱ به زندان افتاد. دویچه وله مساحبه ای را با او انجام داده که بد نیست بخوانید. متن مصاحبه
به هر حال رعایت حقوق بشر بر همه دولتها و حکومتها لازم است. ایران هم اعلامیه جهانی حقوق بشر را پذیرفته و موظف است مفاد آنرا رعایت کند اما متاسفانه مسائلی چون انتخابات آزاد، آزادی بیان و مطبوعات و بسیاری از موارد دیگر همچنان در کشور ما با چالش های جدی مواجه هستند. با ادامه این روند به نظر می رسد فشار افکار عمومی و فعالان حقوق بشر در داخل و فشارهای بین المللی در این رابطه علیه ایران روز به روز افزایش می یابد.
وزیر علوم با نمایندگان برخی از گروههای دانشجویی دیدار کرد. در این دیدار که نام آن ظاهرا دیدار نمایندگان تشکلهای دانشجویی بود نمایندگان دفتر تحکیم وحدت بعنوان نمایندگان انجمن های اسلامی دانشگاههای سراسر کشور دعوت نشده بودند. در همین رابطه ذکر چند نکته خالی از لطف نیست.
۱- جای گفتن ندارد که مسئولان دولتی و حکومتی چندان علاقه ای به پذیرش و رسمیت دادن به تشکلهای منتقد ندارند. در این دیدار هم از کسانی دعوت شده بود که نمایندگان واقعی دانشجویان نیستند.البته فکر می کنم اعضای دفتر تحکیم وحدت اگر هم دعوت می شدند در این دیدار حاضر نمی شدند چون خود را تشکل منتقد می دانند و دلیلی نمی ببینند که با مسئولان دولتی و حکومتی بر سر یک سفره بنشینند.
۲- تلاش مسئولان وزارت علوم برای اهمیت دادن به برخی تشکلهای به ظاهر دانشجویی و در واقع غیر دانشجویی و وابسته به برخی نهادها در خارج از دانشگاه راه به جای نمی برد همانگونه که تلاش آنها برای رسمیت نبخشیدن به دفتر تحکیم وحدت سودی برایشان ندارد. دفتر تحکیم وحدت مشروعیت خود را از دانشجویان می گیرد و نه دولت و حکومت و طبیعی است تحکیم وحدت ترجیح می دهد در میان دانشجویان باشد و نه دولتمردان و حکومتگران.
۳- با همه این تفاسیر معنای عدالت را در دولت احمدی نژاد هم فهمیدیم. دولت احمدی نژاد عدالت را فقط برای طرفداران و وابستگان به خود می خواهد و این عدالت شامل مخالفان و منتقدان نمی شود!
۴- جنبش دانشجویی خود را نقاد قدرت و همراه ملت می داند و لازمه نقد قدرت هم این است که خود در میان مردم بوده و نقاد قدرت باقی بماند.آنهایی که برای دیدار با وزیر علوم سر از پا نشناختند و به دیدار وزیر رفتند تشکلهای مستقل دانشجویی نیستند.آنها مجموعه هایی دولت و حکومت ساخته و تابع هستند. در این باره باز هم خواهم نوشت.
این واقعا یک فاجعه بزرگ انسانی و تلخ است. گزارشهایی که از طریق رسانه های مختلف بین المللی درباره زلزله شبه قاره هند پخش می شوند واقعا دردآور هستند.صداى گریه های کودکانی که مادرانشان را صدا می زنند و مادرانی که در پی فرزندانشان به این سو و آنسو می روند.گفته می شود با گذشت بيش از ۴۸ ساعت از زلزله ۶/۷ ريشترى شنبه صبح تاكنون بيش از ۳۰ هزار نفر كشته و نزديك به ۵۰ هزار زخمى از زير آوارها بيرون كشيده شده اند. آمار تلفات هر لحظه بالا می رود.این زلزله در صد سال اخير بی سابقه بوده است. خبرنگار بی بی سی می گويد: مردم به اميد يافتن بستگان خود از زير آوار با دست برهنه و ابزار ابتدايی به کندن آوار مشغول هستند و احساس اندوه آنان به تدريج جای خود را به خشم و نفرت می دهد.بر اساس این گزارش مقامات کشمير گفته اند که حدود يازده هزار نفر از ساکنان مظفرآباد در زمين لرزه روز شنبه جان خود را از دست داده اند. يكى از امدادگران درحالى كه اشك مى ريخت به خبرنگار بى بى سى مى گويد: صداى ناله هاى بريده بريده اى را مى شنيدم كه هر لحظه صدا سخت تر به گوش مى رسيد. با دست خالى شروع به كندن زمين كردم و مردى ۳۰ ساله را پيدا كردم كه چند دقيقه پيش بر اثر خفگى جان باخته بود، در ادامه جوانى را پيدا كردم كه دنده هايش شكسته بود، او را به سختى بيرون
كشيدم و سپس به يك مركز درمانى منتقلش كردم. 
دیروز شانزده مهر (8 اکتبر) روز جهانی کودک بود.گرامیداشت روز کودک در ایران با سکوت خاصی سپری شد. رسانه ها به راحتی از کنار این روز بزرگ کودکان گذشتند و کسی به فکر بررسی مسائل و مش
کلات کودکان نیفتاد. حتی وبلاگ نویسان هم توجهی به این موضوع نشان ندادند.
این سکوت در حالی صورت می گیرد که کودکان ایرانی از مشکلات بسیاری رنج می برند. کودکان ایرانی از ابتدایی ترین حقوق برخوردار نیستند. خشونت های بسیاری علیه آنان اعمال می شود و نیازمندیهای آنان بسیار زیاد است. آیا می دانید انواع و اقسام مشکلات کودکان ایرانی، همین بچه های دوست داشتنی دور و بر ما چه هستند؟ من بعضی هایش را می دانم. اگر چه تلخ است اما می گویم، شاید لااقل ما وبلاگ نویسان توجه بیشتری به مسائل کودکان از خود نشان بدهیم.
۱- مشکلات فرهنگی و عدم توسعه یافتگی اجتماعی: در برخی(یا بهتر بگویم بسیاری) از نقاط ایران بدلیل آداب و سنن غلط و کهنه، کودکان در معرض خطرناکترین نوع شکنجه ها و آزارها هستند. سال۸۰یا۸۱ بود که گزارشی درباره قتل یک دختر هفت ساله توسط پدرش در اهواز منتشر کردم. صحنه های این جنایت هولناک هیچوقت از جلوی چشمان من پاک نمی شوند. نبی پدر مریم هفت ساله در کوت سید صالح اهواز تنها چند روز قبل از آنکه مریم برای اولین بار به مدرسه برود سر او را برید. این پدر بی رحم حتی خواهر و برادر کوچکتر مریم را از خواب بیدار کرد تا با دیدن صحنه قتل خواهرشان، درس عبرت بگیرند. نبی دلیل این اقدام وحشیانه اش را شک علیه مریم عنوان می کرد.او می گفت دایی مریم به او تجاوز کرده درحالی که پزشکان این مسئله را رد کردند. به گفته پدر سنگدل، او با اینکارش لکه ننگ قبیله اش را پاک کرد.
سال قبل هم گزارشی را درباره شکنجه علیه یک دختربچه دوساله در روزنامه شرق چاپ کردم. پدرى فرزند دو ساله خود را مورد آزار و اذيت و شكنجه قرار داد. او سميه را با چاقو از ناحيه چشم، صورت، شكم، كمر، كف پاها و دست ها سوزاند. نوال خواهر سميه و الياس برادر او نيز از اذيت و آزارهاى پدر در امان نماندند.سه كودك را به بهزيستى منتقل كردند. پس از شكوائيه مسئول شيرخوارگاه بهزيستى فتح المبين پدر دستگير شده و در بررسى ها مشخص مى شود وى هيچ گونه علائمى از قبيل جنون و اختلال حواس ندارد. حكم دادگاه صادر مى شود و پدر به چهار ماه حبس تعزيرى محكوم مى شود.حتى ماموران تحمل ديدن صحنه جنايت را نداشتند، اين جنايت در امن ترين محلى كه يك دختربچه يا پسربچه مى تواند به آن فكر كند، صورت گرفت. اين مرد باعث شد خانه براى بچه ها كابوس يك قتلگاه شود.این گزارش من در روزنامه شرق ۲۹آذر۸۳ چاپ شد که
بد نیست شما هم بخوانید.همانطور که گفتم فقر فرهنگی و عدم فعالیت تشکل های غیر دولتی و سازمان های دولتی باعث می شود تا سنتها و باورهای غلط فرهنگی و اجتماعی اینچنین روح انسان را به درد بیاورد. آیا مسئولان بهداشت و درمان این کشور نمی توانند آموزش و آگاهی دادن به خانواده ها بویژه در مناطقی که بافت عشایری و روستایی برخوردارند را در اولویت برنامه های خود قرار دهند؟!آمار قتل های ناموسی بویژه درباره دختران نوجوان که زیر۱۸ سال نیز هستند و بر اساس تعاریف جهانی کودک به شمار می آیند بسیار زیاد است اما آیا اقدامی در این زمینه انجام شده است؟
۲- فقر اقتصادی خانواده ها و عدم توجه دولت به بحث تغذیه باعث سوء تغذیه و کاهش قد کودکان و یا مرگ و میر آنان می شود. مدتی قبل یک مسئول بهداشتی در چهارمحال و بختیاری گفته بود: سوءتغذیه مهمترین عامل مرگ و میر کودکان این استان است. این یک جمله به نظرم گویای همه چیز در این خصوص است.
۳- تمرکز گرایی مسئولان کشور و بی توجهی به استانها و مناطق دور از پایتخ
ت: آنچه در مدرسه سفیلان روی داد و منجر به در آتش سوختن۱۳ کودک شد گویای این بی توجهی هاست. دراین باره چون تنها خبرنگاری بودم که برای تهیه گزارش به سفیلان رفتم به جرات می گویم اکثریت مسئولان استانی نیز تا قبل از وقوع این حادثه تلخ نمی دانستند سفیلان کجاست چه رسد به مسئولان کشوری!
گزارش های من از سفیلان:
آنچه در آتش سوزى دبستان سفيلان ديدم
بچه ها مى سوختند و فرياد مى زدند
۴- قوانینی که آشکارا حقوق کودک را نقض می کنند: هنوز قوانین قضایی در ایران به نفع کودکان اصلاح ن
شده اند. مدتی قبل اگر به یاد داشته باشید دو کودک ایرانی به جرم تجاوز به یک پسر بچه دیگر اعدام شدند. یکی از این دو نفر۱۸ سال سن داشت. متن کامل خبر
۵- آزارهای جنسی، کودکان بی سرپرست و خیابانی، کودکان کار و... همه از جمله دیگر مسائلی است که جامعه کودکان ما با آن مواجه است. اما براستی کی باید عزم ملی برای دفاع از حقوق کودکان ایرانی شکل بگیرد؟
