تبليغاتX
.

.

سازمان گزارشگران بدون مرز در گزارش ساليانه خود از آزادی رسانه ها در جهان، ايران را از لحاظ برخورداری از آزادی بيان در مقام يکصد و شصت و چهارم در ميان يکصد و شصت و هفت کشور جهان قرار داده است. اريتره، ترکمنستان و کره شمالی کشورهایی هستند که پس از ایران قرار گرفته اند. واقعیت این است که رسانه ها در کشور ما وضعیت بسیار نامناسبی دارند و متاسفانه، آزادی رسانه ها در کشور ما مفهومی ندارد. رسانه صدا و سیما در انحصار دولت است و امکان تاسیس شبکه های خصوصی وجود ندارد. پخش برنامه های ماهواره ای در ایران با مشکل مواجه است و مسئله دیگر اینکه بر اساس قوانین، استفاده از ماهواره در کشورمان جرم محسوب می شود. وضعیت مطبوعات هم که مشخص است. پس از آزادی نسبی مطبوعات در سال۷۶ تا ۷۹ ، مطوعات ایران روی آزادی ندیده اند. فضای مطبوعات بسته شده و کوچکترین انتقادی از حکومت برتابیده نمی شود. از رهبری نمی توان انتقاد کرد و بهانه های مختلف برای توقیف مطبوعات مورد استفاده قرار می گیرند. بسیاری از مطبوعات در حال حاضر توقیف شده اند. رسانه های موجود یا دولتی هستند و یا برای ماندن دست از انتقاد برداشته و تنها هر از چند گاهی برخی از دستگاههای دولتی را نقد می کنند. در بسیاری از حوزه ها مانند مسائل هسته ای نمی توان وارد شد و تحلیل ارائه داد. برخی از روزنامه نگاران هم اکنون در زندان به سر می برند. هیئت منصفه ای که اخیرا تشکیل شده از سوی برخی نهادهای دولتی و حکومتی برگزیده شده و قاعدتا نمی تواند نماینده افکار عمومی باشد و دغدغه های مردم را در صدور آرا لحاظ کند. بسیاری از سایت های اینترنتی فیلتر می شوند که آخرین آنها سایت بازتاب بود. به امید آزادی رسانه ها و مطبوعات در ایران.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1384ساعت 17:8  توسط مهدی مکارمی  | 

شعار وبلاگ من:

من معتقدم حقوق بشر تنها توزیع عادلانه و دموکراتیک قدرت نیست. محیط زیست و میراث فرهنگی هم بخش از حقوق بشر است و یک فعال حقوق بشر توجه خود را تنها به تحقق دموکراسی حداقلی یا پارلمانی معطوف و محدود نمی کند. به نظر من مدرن شدن یعنی جنبش های اجتماعی، جنبش زنان، جنبش سبزها، جنبش های رئال. شما فکرش را بکنید مثلا برخی از طرحهای بزرگ اقتصادی که در کشور ما اجرا می شوند صرف نظر از اینکه آیا توجیه اقتصادی دارند یا نه چه زیانهای زیست محیطی وارد می کنند و یا چه آسیب به میراث فرهنگی وارد می کنند؟ البته باید باور کرد که حتی در ساختارهای بسته و یا نیمه بسته نیز می توان حکومتها را به رعایت حقوق بشر ( با این تعریف حداکثری از آن  که اشاره کردم) وا داشت. در همین کشور خودمان تلاشهای خوبی شده. پارسال در ماجرای انتقال آب کارون به رفسنجان که اعتبارات میلیاردی برایش گذاشته بودند و آسیب بسیار جدی به محیط زیست می زد اعتراضات گسترده ای شد. من حدود هفت یا هشت گزارش در همین زمینه در شرق چاپ کردم و در نتیجه همه تلاشها اجرای آن طرح منتفی شد. یا در ماجرای یک زندانی در خوزستان که دستهایش را از مچ قطع کرده بودند پیگیری و گزارش من در شرق باعث برکناری رییس زندان شد. همین چند ماه اخیر ماجرای میدان نقش جهان و برج جهان نما و پیگیری های تشکل های غیردولتی و کانون مدافعان حقوق بشر نتیجه داد. حتما گزارش های من درباره نقش جهان را در شرق دیده اید. اخیرا هم بحث سد سیوند جدی شده است. پس باید امیدوار بود و در عین حال پر تلاش. باید از همه حقوق انسانها دفاع کنیم.

دموکراسی و جامعه مدنی

     تحول فرهنگی و اصلاح از پایین  

    فقرفرهنگی، جامعه توده ای و توتالیتاریسم

    چند مقاله درباره جنبش دانشجویی در ایران

دفاع از میراث فرهنگی و محیط زیست     

   گزارش های من در اعتراض به سد سیوند 

   چند گزارش از من در شرق در اعتراض به انتقال آب کارون

    گزارش من در شرق درباره برج جهان نما و میدان نقش جهان

حقوق بشر(زنان،کودکان،زندانیان،صلح و...) 

 در محکومیت ترور...                               

 اعدام دو نوجوان در مشهد

 مین کلمه ای که از آن متنفرم                                       

 روز جهانی کودک و سکوت در ایران   

  ما و انسانیت: از زلزله بم تا طوفان کاترینا

 فشارهای بین المللی درباره حقوق بشر در ایران

 گزارشی از خودسوزی زنان در یکی از استانهای ایران

 گزارش های من درباره بچه های سفیلان:گل های پرپر شده در آتش بی توجهی مسئولان

  آزادی بیان       

 گنجی و ماراتن مرگ                                                 

عدالت و دولت احمدی نژاد

 اعتراض به صدور حکمی علیه من

 دولت احمدی نژاد و شفاف سازی  

  فرانسه  خواهان آزادی گنجی شد

 آزادی بیان و حکومتهای غیردموکراتیک                                 

 نامه همسر گنجی به هاشمی شاهرودی

 هیئت منصفه جدید مطبوعات پوششی برای برخورد غیردموکراتیک  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 19:38  توسط مهدی مکارمی  | 

گزارشگران بدون مرز چهارمين رده بندی آزادی مطبوعات در جهان را منتشر کرد. در پايين ترين رده ها کره شمالي (۱٦٧) اريتره (۱٦٦) و ترکمنستان (۱٦٥) قرار دارند که نقاط سياه اطلاع رساني در جهان را تشکيل مي دهند. در اين کشورها مطبوعات خصوصي وجود ندارد و آزادی بيان در مدار صفر درجه است. خبرنگاران رسانه های رسمي انتقال دهندگان تبليغات حکومتي هستند و هرگونه سرپيچي شديدا مجازات مي شود، يک کلمه ی اضافه، اشتباهي املايي در نوشتن نامي، تحليلي جدا از خط رسمي مي تواند به زنداني شدن روزنامه نگار بينجامد و يا مورد وی را مورد غضب حکومت قرار دهد.  متن کامل 

بنا به این گزارش در آسيای شرقي [ برمه (۱٦٣)، چين(۱٥٩)، ويتنام (۱٥٨) لائوس (۱٥٥) ] در آسيای مرکزی [ ترکمنستان(۱٦٥)، ازبکستان(۱٥٥)، افغانستان(۱٢٥)، و قزاقستان(۱۱٩)] در خاورميانه [ ايران    (۱٦٤)، عراق (۱٥٧)، عربستان سعودی (۱٥٤)، سوريه (۱٤٥)] دشوارترين مناطق جهان در رابطه با آزادی مطبوعات محسوب مي شوند. در اين کشورها سرکوب حکومتي و خشونت اعمال شده توسط گروه های نظامي عليه مطبوعات، مانع بيان آزد رسانه هستند.

به نظر من آزادی بیان یک حق بشری است. نمی توان انسان را از حق اظهار نظر و بیان عقاید و افکارش بر حذر داشت. به نظر من حتی محدودیت دینی هم نباید برای آزادی بیان در نظر گرفته شود. همه عقاید و نظرات باید در فضایی آزاد مطرح و بیان شوند و قضاوت درباره آرای گوناگون به افکار عمومی سپرده شود. حکومت هایی که دموکراتیک نیستند و از گردش آزاد اخبار و اطلاعات هراسانند آزادی بیان را سرکوب می کنند. آزادی بیان موی دماغ و بلای جان حکومت های غیردموکراتیک است. در چنین حکومت هایی چون  تصمیم گیری ها بر اساس اصول دموکراتیک نیست و دستگاههای امنیتی از هر ابزاری برای جلوگیری از شفاف سازی در جامعه بهره می گیرند فسادها گسترش می یابد و از این رو حکومت ها اجازه نمی دهند رسانه ها براحتی بتوانند از آزادی برخوردار باشند. آزادی بیان همچنین می تواند آگاهی های جامعه را بویژه در جوامع کمتر توسعه یافته بالا ببرد و این بعنوان یک چالش جدی حکومتهای غیردموکراتیک مطرح می شود. از این رو حکومتها سعی می کنند جلوی آزادی بیان و در نتیجه افزایش آگاهیهای عمومی را گرفته و رسانه ها را تنها در انحصار خود و هوادارانشان نگه می دارند و جلوی هر اعتراضی را می گیرند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1384ساعت 19:14  توسط مهدی مکارمی  | 

هیچ توجه کرده اید که هموز آقایان اصلاح طلب حاضر نشده اند درباره مسائلی چون انفجارهای اهنهضت آزادیواز اظهارنظری بکنند؟ آنها درباره حوادث خردادماه که همزمان با بحث انتخابات ریاست جمهوری بود می گفتند این انفجارها مشکوک است و احتمالا برای تاثیرگذاری بر روند انتخابات است. درباره حودث اخیر، معلوم نیست چرا گروههای اصلاح طلب به تحلیل و ارائه مواضع و نظرات خود دراین خصوص نمی پردازند؟! آیا آنها نیز مانند محافظه کاران معتقدند که این انفجارها کار انگلیس است یا آنکه مسائل دیگری وجود دارد که آقایان نمی خواهند درباره آن حرفی بزنند و برای خود درد سر درست کنند؟ در هر صورت (چه آنکه این رویدادها از داخل و یا از خارج سامان داده شده) چرا نیروهای اصلاح طلب موضعی در این خصوص نمی گیرند؟ البته نهضت آزادی که اصلاح طلبان معمولا آنها را غیرخودی می خوانند بیانیه ای نسبتا خوب در این خصوص منتشر کرده است. در بخشی از این بیانیه آمده است: اين گونه تحركات در شرايط حساس كنوني منطقه، فارغ از اين كه به وسيله كدام گروه يا جرياني، چه داخلي يا خارجي، برنامه‌‏ريزي و اجرا شده باشد، با منافع و مصالح ملي در تضاد آشكار است.

به هر حال این اقدامات تروریستی با هر انگیزه و بهانه و توسط هر فرد، گروه و یا کشوری بوده با منافع ملی ما سازگار نیست و نباید درباره آن سکوت کرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 18:8  توسط مهدی مکارمی  | 

هنوز چندی از انفجارهای اهواز نگذشته بود که برخی مقامات از دستگیری یک مظنون در این رابطه خبر دادند و اندکی بعد هم گفته شد که این فرد به رابطه با انگلیس اعتراف هم کرده است. چندی بعد دادستان اهواز به خبرنگاران گفت: هنوز در این رابطه کسی دستگیر نشده است. کریمی راد سخنگوی قوه قضاییه هم یک روز بعد به خبرنگاران گفت که تا کنون کسی دستگیر نشده است. فرمانده قرار گاه کربلا هم در این خصوص گفته بود :" در بمب گذاری شنبه اهواز یک نفر بازداشت شده است که جزو افراد باقیمانده از تیم تروریستی قبلی است که پیش از این نسبت به حمایت انگلیس ازخود اعتراف کرده بودند".  این سخنان در حالی بود که دادستان اهواز توضیح داده است: برای افرادی که در رابطه با بمب گذاری های [قبلی] اهواز دستگیر شده اند هنوز حکمی صادر نشده است. به گفته وی که قاعدتا در این گونه مسائل مقام مسئول به شمار می آید تا کنون در رابطه با انفجار اخیر کسی دستگیر نشده است. وزیر اطلاعات هم درباره دخالت انگلیس تنها گفته که وقتی پرونده به دادگاه رفت مشخصات دقیق اعلام خواهد شد.

 مواضع متناقض برخی از مقامات مسئول از یکسو و اظهار نظرهای مقامات غیر مسئول باعث شده است تا کنون وضعیت انفجارها مشخص نشود. به نظر می رسد اگر کسانی، واقعا بدنبال رسیدگی به ماجرای انفجارها هستند باید بجای متهم کردن این و آن بصورت شفاف و حرفه ای موضوع را پیگیری و نتایج آن را به مردم اعلام کنند. اینکه کسانی با متهم کردن انگلیس قید پیگیری دقیق موضوع و اعلام شفاف آن به مردم را بزنند مردم را قانع نمی کند. چه بسا گروههای تندروی برای آنکه انگشت اتهام را به سوی انگلیس نشانه روند دست به اقدامات تروریستی بزنند و ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 16:5  توسط مهدی مکارمی  | 

امروز نخستین جلسه محاکمه صدام دیکتاتور سابق عراق برگزار شد. صدام، روزگاری تصور می کرد با استبداد و ظلم بر مردم کشورش و تجاوز به سیر کشورها و به زعم خودش افزایش توان نظامی اش می تواند برای همیشه بر اریکه قدرت تکیه بزند و رژیم استبدادی خود را تداوم ببخشد. اما روزگاری نه چندان دور صدام سرافکنده تر از همیشه دستگیر شد و امروز او پاسخگوی جنایات و ستم هایصدام امروزی است که او و رژیم دیکتاتورش بر مردم عراق روا داشتند. خوی جنگ طلبانه و فزون خواه صدام به گونه ای بودصدام دیروز که دامن کشورهای همسایه را نیز گرفت. کشتار بیرحمانه و قتل عام مخالفان صدام، فضای کاملا بسته و مخوف سیاسی و اجتماعی و سرکوب مخالفان رژیم بعثی از یکسو، و تجاوز به ایران و کویت و استفاده از سلاح های خطرناک و شیمیایی از سوی دیگر همگی لکه های ننگی است که تاریخ بر پیشانی دیکتاتور عراق خواهد چسباند.

آری، محاکمه و مجازات صدام باعث نخواهد شد که جنایات او بر بشریت فراموش و از یادها برود و یا حتی تسکینی بر آلام بشری باشد اما بی تردید درسی برای همه دیکتاتورهایی خواهد بود که تصور می کنند با زور و ارعاب و تهدید و خشونت می توانند برای همیشه در مقام قدرت و حکومت بنشینند. باید تنها منبع مشروعیت دهنده به حکومتها رای مردم آنهم در انتخابات آزاد باشد و در غیر این صورت چنین حکومتهایی مقتدر و پایا نخواهند بود و برای تحکیم موقعیت خویش به بستن بیشتر فضای کشورش می اندیشند و به خشونت و قتل و کشتار و... دست می زنند. امروزه استبداد و حکومتهایجنایات صدام مستبد به نظر من بزرگترین خطر برای انسانها به شمار می آیند. چنین نظامهایی چون نظارت مردمی و افکار عمومی بر آنها اعمال نمی شود و باندهای مخوف و پیچیده، تصمیمات را پشت درهای بسته اتخاذ می کنند و برای حفظ خود و ارضای فزون خواهی خود دست به هر گونه اقدام ضد بشری می زنند. ارزشی برای حقوق بشر و سایر ارزشها و باورهای جهانی قائل نیستند و به حقوق مخالفان بهایی که نمی دهند هیچ، آنها را سرکوب و از بین می برند. به نظر من، تروریسم هم دقیقا از درون همین کشورها جوانه زده و رشد می کند. به هر حال امیدوارم محاکمه صدام زوایای تاریک جنایات او را روشن کند و همه جهانیان به این باور برسند که تا حکومتهایشان دموکراتیک و مردم حق نظارت مستقیم و تاثیر گذار بر آنها را نداشته باشند باید منتظر رنج ها و عذابها و جنایات مختلف باشند.  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 15:16  توسط مهدی مکارمی  | 

یک مقاله هم برای نشریه چشم انداز به مدیر مسئولی لطف الله میثمی ارسال کرده ام.بد نیست شما هم بخوانید.  فروپاشی نظام های سیاسی غیر دموکراتیک و یا سلب تمامیت یا بخشی از قدرت نظام سیاسی،لزوما گذار به دموکراسی را در پی ندارد و کشور ما در دوره های مختلف بخوبی این موضوع را نشان داده است. انقلاب مشروطه،جنبش ملی مصدق،انقلاب اسلامی و اصلاحات دوم خرداد هیچکدام به گذار به دموکراسی نیانجامید. به نظر می رسد با نگاهی اجمالی  به تحولات سیاسی اجتماعی  در ایران  بتوان ادعا نمود که این ناکامی متاثر از جامعه ( و نه قدرت) است.  ساختار قدرت( نظام سیاسی)

و بحران های آن، تنها می تواند به فروپاشی چنین نظامی منجر شود و نه الزاما به گذار به دموکراسی

و هیچ تضمینی نیست که از فروپاشی یک نظام غیردموکراتیک، یک نظام دموکراتیک بیرون بیاید.وضعیت قبل و همزمان با گذار است که منجر به گذار دموکراتیک یا غیردموکراتیک می شود.

متن کامل...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم مهر 1384ساعت 22:32  توسط مهدی مکارمی  | 

انفجارهای اهوازترور محکوم است، از طرف هر کس که باشد. اگر چه دلیلی نمی بینم که انگلیسی ها عامل بمب گذاری های اهواز باشند(آنگونه که برخی محافظه کاران می گویند) اما در عین حال آنچه مسلم است این است که این گونه اقدامات بیش از دو دهه است در خوزستان سابقه نداشته و جان مردم طعمه این اعمال تروریستی می شود اما جای یک سوال همچنان باقی است و آن اینکه:چگونه است که تروریستها چند عملیات را در خوزستان به فاصله چند ماه انجام می دهند اما عاملان آن دستگیر و یا محاکمه نمی شوند؟ به نظر می رسد اینگونه اقدامات، حقیقتا مشکوک باشد یعنی آنکه یا جریاناتی می خواهد روابط ایران و بریتانیا را بیشتر از وضعیت فعلی دچار تشنج کنند. یا اینکه گروههای تندروی با این قبیل اعمال بخواهند به اصطلاح انگلیسی ها را تحت فشار و در مظان اتهام قرار بدهند و در این راه هم میهنان مان را طعمه می کنند. یا اینکه عده ای مغرض بخواهند فضای ایران را دچار تشنج کنند و یا گمانه دیگر اینکه عده ای بخواهند فضا را امنیتی کنند. با توجه به اینکه مخالفان نظامی حکومت ایران تقریبا از بین رفته اند و سالهاست که نمی توانند اقدامی علیه ایران انجام بدهند وقوع اینگونه اقدامات واقعا سوال برانگیز است و کسانی که دلسوز ایران عزیز و مردم هستند می بایست همت کنند تا اینگونه اقدامات ریشه کن شوند. مسئولان کشورمان و بویژه مسئولان امنیتی قاعدتا می بایست در برابر مردم پاسخگو باشند که چرا چنین اقداماتی صورت می گیرند و امنیت مردم را به مخاطره می اندازند. دستگیری و محاکمه و مجازات عوامل این حوادث تلخ از هر گروه و جریان ( در داخل و یا خارج) که باشند خواست مردم است. امیدوارم با تدبیر دلسوزان مردم و کشور عزیزمان و پیگیری جدی موضوع و برخورد با عوامل آن دیگر شاهد از دست رفتن شهروندانمان در اثر این حوادث نباشیم. آنانکه امنیت ایران و مردم ایران را نمی خواهند خوی انسانیت ندارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 20:20  توسط مهدی مکارمی  | 

دیروز در پست قبلی(دولت احمدی نژاد و شفاف سازی) نوشتم که از دولتی که توسط شورای شهری - که مهمترین تصمیماتش پشت درهای بسته گرفته می شوند ـ تشکیل شده چه انتظاری برای شفافیت دارید؟ انتظار دارید خود را براحتی در برابر پرسش ها و نقدهای خبرنگاران قرار بدهد؟در این مطلب به سخنان زریبافان دبیر هیئت دولت اشاره کردم که گفته بود دولت نیازی به سخنگو ندارد. امروز این سخنان دبیر هیئت دولت احمدی نژاد تیتر صفحه اول شرق بود. در کنار این تیتر، شرق تیتر دیگری هم کار کرده که چندان بی مناسبت نیست. شورای شهر در زمان احمدی نژاد طرحی را تصویب کرد تا بر اساس آن به زوج های جوان وام بدهد. روشن بود که این طرح هیچ ربطی به وظایف شورا ندارد و تنها صرفه انتخاباتی برای شهردار پیشین دارد. حال که قالیباف شهردار شده اعلام شده که وی با توجه به نگرانى هاى پيش آمده در زمينه عدم تامين منابع مالى مورد نياز، پيشنهاد توقف پرداخت وام ازدواج را ارائه كرده چرا كه معتقد است در اين شرايط توان سرمايه گذارى براى پرداخت وام ازدواج وجود ندارد.
معلوم نیست وقتی شهرداری از تامین منابع مالی مورد نیاز خود عاجز است چه نیازی به پرداخت وام ازدواج از سوی شهرداری بود؟ و مگر ازدواج جوانان در این کشور متولی ندارد که شهرداری آن را به عهده بگیرد؟ کاش شهردار سابق همزمان با ارائه طرح پرداخت وام ازدواج از سوی شهرداری، وظیفه رفع مشکل ترافیک، جمع آوری زباله ها و... را هم به عهده سازمان ملی جوانان و بانکها می انداخت! به هر حال آنچه مسلم است این است که تصمیمات پشت درهای بسته شورا روز به روز پیامدهای منفی خود را نمایان می کند و از همین روست که شهردار جدید انتقادات خود را از شیوه قبلی اداره شهر تهران مطرح می کند.

آنچه مسلم است این است که شفاف و علنی نبودن تصمیم گیری ها روزنه نقد و بررسی آن تصمیمات را می بندد و این نوع تصمیم گیری ها هزینه های زیادی را به یک دستگاه و یا نظام وارد می کند. حال باید دید از آنجایی که دولت اعلام کرده نیازی به سخنگو ندارد و بر خلاف دولت قبلی خود را بصورت هفتگی پاسخگوی خبرنگاران یعنی نمایندگان افکار عمومی نمی داند، چه اتفاقاتی در دولت روی می دهد و چه هزینه های در انتظار مردم خواهد بود؟ باید دانست که فسادها دقیقا از آنجایی شروع می شود که شفافیت و نظارت و نقد نباشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم مهر 1384ساعت 14:50  توسط مهدی مکارمی  | 

«الزامي به داشتن سخنگو نيست، چون اخبار دولت به صورت رسمي اعلام مي‌شود. بنابراين نيازي به سخنگو نيست.»  این سخنان را زریبافان دبیر هیئت دولت گفته است. به نظر من بیان این سخنان چندان غیرمنتظره نیست. دولت جدید نیازی به سخنگو ندارد. اصلا دولت جدید چه نیازی دارد که مانند دولت خاتمی هر چهارشنبه خبرنگاران را در حاشیه جلسه هیئت دولت به حضور بپذیرد و به پرسش های آنان پاسخ بدهد؟! اصلا به نظر شما چه نیازی هست که دولت جدید مردم را از آنچه در درون خود می گذرد آگاه کند؟ راستی افکار عمومی در نگاه دولت جدید، مگر اهمیتی هم دارد؟

احمدی نژاد روزی شهردار تهران شد، آنهم پشت درهای بسته. کسی از مسائل مالی شهرداری در زمان وی اطلاعی ندارد. هنوز هم بسیاری از تصمیمات مهم در شورای شهر آبادگران بصورت غیرعلنی اتخاذ می شوند مانند انتخاب شهردار جدید. راستی آیا می دانید چرا برخی اعضای شورای شهر حاضر نیستند شورا را به هیچ قیمتی از دست بدهند؟ و بگفته مهدی چمران اگر قانون آنها را وادار کند بین حضور در دولت و شورای شهر یکی را انتخاب کنند، آنها ماندن در شورا را ترجیح می دهند؟ دلیلش را شاید شما هم بدانید: مصطفی تاجزاده عضو علی البدل شورای شهر است که با خروج هریک از اعضا وارد شورای شهر می شود. او اصلاح طلب است و حضور او می تواند بسیاری از مسائل پشت شرده شورا را برملا کند و پردهه های عدم شفافیت شورای شهر آبادگران را بدرد.

بگذریم، به هر حال از دولتی که توسط همین شورای شهر تشکیل شده چه انتظاری برای شفافیت دارید؟ انتظار دارید خود را براحتی در برابر پرسش ها و نقدهای خبرنگاران قرار بدهند؟ 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 16:13  توسط مهدی مکارمی  |