تبليغاتX
.

.

دیروز شعری از منوچهر آتشی را می خواندم یکی از همکارانم که از دوستان آتشی بود گفت: می دانی آتشی همشهری ات است؟ تعجب کردم و گفتم نه. گفت: فامیل پدر آتشی آتش خان زنگنه است و اصالتا اهل باغملک اما خود منوچهر در بوشهر بدنیا آمد. شعر او را بخوانید و برداشت تان از آن را بگویید.

وقتي كه درد
از سرزمين غربت
از تپه ي بلند ميعاد مي آيد
وقتي كه درد
 بوي غريب غربت دارد
و مرد درد خود را
با درد ناشناس تصليب مي
سنجد
حس حقارتي با خشم
 و نفرت كشنده اي از خود
 با جان مرد درد گلاويز مي شود
گر من مسيح بودم
 گر من صليب سنگينم را
 تا انتهاي تپه ي موعود
بر دوش مي كشاندم
و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 21:59  توسط مهدی مکارمی  | 

- جنبش دانشجويي را به دست خود دفن نكنيم
- برخي اعضا دركي از كارويژه‌ي انجمن اسلامي ندارند

مصاحبه من با ایسنا درباره وضعیت انجمن های اسلامی را شما هم بخوانید و نظر بدهید. من در عین حالی که در این مصاحبه از انجمن های اسلامی انتقاد کرده ام اما باید بگویم در تحکیم وحدت کمیسیونی شکل گرفته با عنوان کمیسیون حقوق زنان که اخیرا مبادرت به برگزاری همایشی در آستانه ۸ مارس نموده است.همایش خیلی خوبی بود و اندکی امیدواری به انسان می دهد اما در شهرستانها از انجمن ها خبری نیست و بعضی از دوستان نمی دانند ۸ مارس اصلا چه روزی است. فعلا کارویژه بعضی از دوستان تفریح است! 

متن مصاحبه- عضو شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي شهركرد گفت: متاسفانه تشكيلات انجمن‌ها هنوز به صورت علمي مورد آسيب شناسي قرار نگرفته، لذا يكسري افراد در آن عضو شده‌اند كه تصور مي‌كنند كار ويژه‌ي انجمن‌ها برگزاري اردو و برنامه‌هاي تفريحي است و نه آگاهي بخشي به جامعه و تقويت عرصه‌ي عمومي.

«مهدي مكارمي» كه ماه‌هاي پاياني تحصيلش و به تبع آن عضويت در اين تشكل دانشجويي را مي‌گذراند به خبرنگار سياسي ايسنا گفت: كساني كه ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 14:47  توسط مهدی مکارمی  | 

امشب با یکی از بچه ها رفتم کیانپارس و حدود نیم ساعتی پیاده روی کردیم. خیلی شلوغ بود. ساعت ۹ شب که می شود تازه مردم در کیانپارس قدم می زنند. از خیابان اول تا بازار مِرو کیانپارس پیاده رفتیم. برای صرف شام به رستوران ریورسایت کنار پل سفید آمدیم. تنها ۵ دقیقه از رسیدن مان به رستوران گذشته بود که یکی از بچه ها زنگ زد و گفت: خیابان۹ کیانپارس بمب منفجر شده است. ما چند دقیقه قبل از انفجار، خیابان۹ کیانپارس بودیم. یک دور کوتاه در کیانپارس زدیم و به خانه آمدیم تا اعترافات عوامل بمب گذاری خیابان نادری(سلمان فارسی) را که امشب برای بار دوم از شبکه استانی پخش می شود ببینیم. در حال رفتن به کیانپارس هستیم ببینیم چه خبر است. علی (سلطانی تهرانی) الان آنجاست.

امروز اول صبح لباس پوشیدیم و رفتیم چهارراه نادری(سلمان فارسی) تا اعدام علی عفراوی و مهدی نواصری را ببینیم. برنامه اعدام تا ساعت ۱۰ صبح ادامه داشت. جمعیت زیادی آمده بود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 23:24  توسط مهدی مکارمی  | 

دیروز یکی از بچه ها از شهرکرد به من زنگ زد و گفت چند روز قبل با رییس دانشگاه جلسه داشتیم. ناراحت بود و می گفت که بچه ها با لکنت صحبت می کردند و انگار برای رفع تکلیف آمده بودند و در حالی که مسئولان دانشگاه همه برنامه هایمان را لغو کرده اند بچه ها هیچ واکنشی نشان ندادند. من خیلی علاقه ای به بحث درباره این موضوع نشان ندادم چون خیلی علاقه ندارم حالا که در جمع بچه ها نیستم در کارشان دخالت کنم اما به هرحال این مشکل تقریبا دامنگیر بعضی از انجمن های دیگر هم هست. انجمن لرستان را تعطیل کردند و برخی دیگر هم عملا تعطیل هستند و تنها به برگزاری اردو و فعالیت های دوره مدرسه اقدام می کنند که در مقابل کارویژه هایی که تحکیم برای خودش تعریف کرده اساسا خنده دار است. سکوت بچه ها در انجمن ها در واقع دفن جنبش دانشجویی بدست خود است. البته معمولا در انجمن ها بچه هایی هم هستند که تلاش می کنند جلوی انفعال و محافظه کاری را بگیرند اما فکر می کنم آنها هم چندان تحرکی ندارند. همین چند روز قبل مصاحبه ای با ایسنا داشتم و در آن گفتم که با این اوضاع در  آینده ای نه چندان دور انجمن ها از عرصه سیاسی اجتماعی و فرهنگی دانشگاهها حذف خواهند شد و این را بیشتر از آنکه متاثر از فشار بیرونی بدانم از بی عملی و آسیب های درونی میدانم. به هر حال امیدوارم بچه ها موفق باشند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 18:21  توسط مهدی مکارمی  | 

این هم متن گزارشی که امروز برای شرق فرستادم و شما آنرا فردا در صفحه  روزنامه می خوانید:

پخش فيلم اعترافات براى خبرنگاران و مردم
دو عامل بمب گذارى در اهواز امروز اعدام مى شوند
گروه اجتماعی، مهدی مکارمی، اهواز: فيلم اعترافات هفت تن از عوامل بمب گذارى در شهر اهواز بعدازظهر چهارشنبه در دفتر سياسى امنيتى استاندار خوزستان براى خبرنگاران رسانه هاى جمعى پخش شد. معاون استاندار خوزستان روز گذشته گفت: قرار است اين فيلم امشب (چهارشنبه شب) از شبكه استانى مركز خوزستان پخش شود. در اين برنامه تلويزيونى على عفراوى و مهدى نواصرى عوامل اصلى بمب گذارى خيابان سلمان فارسى (نادرى) اهواز به همراه پنج تن ديگر از همراهانشان به تشريح چگونگى تشكيل كتيبه (تيم) و اقدام به بمب گذارى پرداختند. عوده عفراوى رئيس تيم گفت: فردى به نام مسلم الهايى پيش من آمد و پيشنهاد كرد كه ما يك نفر مثل زرقاوى مى خواهيم. من اول متوجه نشدم و گفتم منظورت چيست و او گفت: ما يك نفر مى خواهيم كه مثل زرقاوى باشد. گفتم به اين سادگى نيست و بايد ساخته بشود. عفراوى گفت: ابومصعب زرقاوى از نماينده هاى سازمان القاعده در عراق است كه ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 1:18  توسط مهدی مکارمی  | 

شما درباره روزنامه نگارها و خبرنگارها چه فكر مي كنيد؟ كار آنها را چگونه مي بينيد؟ روحيات و زندگي آنها در تصور شما چگونه است؟  پاسخ هاي خود به اين سوالها را ارسال كنيد تا در پست بعدي انعكاس پيدا كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 23:13  توسط مهدی مکارمی  | 

امروز بعد از ظهر استانداری بودم. در دفتر معاون سیاسی امنیتی استاندار فیلمی از اعترافات متهمان بمب گذاری شهر اهواز برایمان پخش کردند که سریع گزارش آنرا برای شرق فرستادم. مهدی نواصری و علی عفراوی و ۵ نفر دیگر عوامل بمب گذاری در خیابان سلمان فارسی اهواز(مهرماه) بودند. بر اساس اعترافاتشان، آنها گروه هایی بنام کتیبه درست می کردند و ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 20:14  توسط مهدی مکارمی  | 

امشب با علي سلطاني تهراني و سيد داريوش موسوي به كيانپارس رفتيم. امروز عكسي كه علي از آبادان گرفته بود عكس يك شرق بود. علي امشب كلي از ماجراهايش در زمان عكسبرداري برايمان تعريف كرد‏، مخصوصا ماجراي به زمين خوردنش جلوي شريعتمداري وزير سابق بازرگاني!

اين عكسي كه از من در وبلاگ مي بيند هم عكسي است كه او از من گرفته است. عكاس حرفه اي است. مي گويد كار ما عكاس ها از شما خبرنگارها خيلي سخت تر است. او از عكس بچه هاي سفيلان كه پارسال براي شرق فرستادم و چاپ شد كلي تعريف كرد و گفت دل همه را كباب كرد...

امروز يك گزارش درباره فعاليت شبكه الجزيره براي ويژه نامه آماده كردم. كمي سرم خلوت تر بود و براي همين فرصت كرديم با بچه ها به كيانپارسي برويم كه بر خلاف هميشه خلوت بود. صحبت هایمان با بچه ها امروز رفت روي موضوع شيرين ازدواج. یکی از بچه ها توصيه مي كند حتما در انتخاب همسر به دونكته مهم توجه كنيم: يكي قد و ديگري بيني! دشمن دخترهاي قد كوتاه است.

شب با دو تن ديگر از دوستان تا همين چند دقيقه قبل مي گفتيم و مي خنديديم. روز بدي نبود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 1:56  توسط مهدی مکارمی  | 

۱- امروز صبح هفته نامه همدلی بودم که خبر بمب گذاری آبادان و دزفول را شنیدم. خوشبختانه تلفات جانی نداشته و فقط دو سه نفر زخمی شدند. این روزها خوزستان وضعیت خاصی دارد. تدابیر امنیتی خاصی دیده شده. فکر می کنم تدابیر خوب امنیتی در اهواز باعث شده این بار شهرهای دیگر استان مورد حمله قرار بگیرند. استرس در زندگی مردم مشهود است. به هر حال امیدوارم این ماجرا هر چه زودتر ختم به خیر شود. بحث هایی درباره رواج وهابیت در استان هست و مسئولان استان اعلام کرده اند عوامل بمب گذاری های قبلی وهابی بودند. بعد از ظهر جلسه تحریریه بود. قرار است ویژه نامه ای برای نوروز چاپ کنیم. وقتم فول فول است و جواب دادن تلفن هایم را به دفتر سپردم. مجتبی گهستونی را هم امروز بعد از مدتها دیدم. از خبرنگاران پرتلاش و حرفه ای خوزستان. هفته گذشته هم کیوان لطفی از بهترین مجریان و گزارشگران تلویزیون و محمد شریفی از روزنامه نگاران خوب استان را دیدم. مثل همیشه دیدن آنها به من روحیه داد. آدمهای دوست داشتنی و با محبتی هستند. 

۲- تا ساعت۱۲ هم که شده باید یه زنگ به مادر بزنم. قرار بود زودتر از اینها زنگ بزنم. احتمالا الان ناراحت است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم اسفند 1384ساعت 23:56  توسط مهدی مکارمی  |