تبليغاتX
.

.

ده روز دیگر یعنی اول شهریور، من ۲۳ سالم تمام می شود و وارد ۲۴سالگی می شوم. من هر چه بر عمرم افزوده می شود بیشتر دوست دارم به دوران کودکی برگردم هر چند آرزویی دست نیافتنی است. البته می توان دلی کودکانه داشت و کودک ماند. ظاهرا دوران بچگی، من از همان ابتدا خیلی پر شر و شور بودم البته نمی دانم آنوقت هم خواهان دموکراسی بودم یا نه اما مطمئنم در برابر استبداد پدرانه و مادرانه خیلی محکم ایستادم بگونه ای که به گفته آنها خیلی شیطون و بلا بودم. همه چیز را بهم می ریختم و اهل اطاعت بی دوران کودکیچون و چرا نبودم. بعضی از خاطرات دوران مهدکودک را به یاد دارم. مدیر مهدکودک مان خانمی بنام فرامرزی بود. دورانی که گذشت دورانی زیبا بوده است، تا همین حالا. دورانی که لحظه لحظه اش برایم خاطره است و من با همین خاطرات است که زنده ام. سعی می کنم تلخی هایش را فراموش کنم تا از این پس هم خاطرات خوبی را برای خودم رقم بزنم. گذشته، گذشته است و نمی توان آن را برگرداند. شما هم سعی کنید هچوقت غم گذشته را نخورید، بقول گابریل گارسیا مارکز : « به چیزی که گذشت غم مخور ، به آنچه پس از آن خواهد آمد لبخند بزن.» من از سالروز تولدم خاطرات خوبی دارم. تقریبا در هر سالروز تولدم یک خبر یا اتفاق خوب را تجربه کرده ام. امیدوارم این بار هم چنین باشد. موفق باشید.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 15:25  توسط مهدی مکارمی  | 

یکی دو روز قبل رفتم یکی از روستاهای اطراف سوسنگرد (بردیه کوچک) در مسیر چزابه و مرز استان الاماره عراق برای تهیه گزارش. علاوه بر مشکلات معیشتی اهالی روستا که همگی از هموطنان عرب زبان مان هستند، وضعیت بغرنج مدرسه توجهم را جلب کرد. سرویس های بهداشتی مخروبه ای بیش نبود و مصطفی یکی از دانش آموزان مدرسه به من گفت برای دستشویی به خانه می روند و بر می گردند. او براحتی نمی توانست به فارسی صحبت کند. به همین خاطر به او گفتم راحت باشد و عربی حرف بزند. دیوار مدرسه و سقف آن ترک برداشته بود. از آب آشامیدنی و وسایل ورزش و تفریح در مدرسه هم خبری نیست. روستا برق دارد اما ظاهرا بدلیل مشکلات معیشتی برخی از اهالی از برق غیرمجاز استفاده می کنند و بهمین دلیل فشار برق ضعیف است و در گرمای ۵۰ درجه کولرهای منازل خاموش باقی می مانند. در این روستا با جاسم فرزند یکی از شهدای روستا هم آشنا شدیم. می گفت: تسهیلاتی به او داده نمی شود و حقوق او را قطع کردند. امیدوارم با چاپ گزارشم از این روستا توجه مسئولان به روستاها و شهرهای مناطق مرزی ایران عزیز جلب شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 15:42  توسط مهدی مکارمی  |